تبليغاتX
كاغذ خط دار
این روزها یکشنبه 24 اردیبهشت1391 9:22 PM
این روزها خیلی زود می گذرند.

زمان کم می آید. خیلی کم می آید. خیلی زیاد کم می آید.

رفتم ایران، برگشتم. اتقاقهایی افتاد، خواهد افتاد. مریض شدم، خوب خواهم شد.

اما این روزها خیلی زود می گذرند.

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

فنجون مرد پنجشنبه 17 فروردین1391 2:58 PM
امروز صبح فنجون، موش خونگیمون مرد. 

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

پایان سال نود دوشنبه 29 اسفند1390 10:39 PM
سال نود هم رسما تمام شد...

البته سال نود و یک هنوز شروع نشده.

امیدوارم سال نود و یک سالی خوبی برای همه باشه و سلامت باشید تو این سال.

جزو اهدافمه که تو این سال از تز دکتری ام دفاع کنم.

امیدوارم که بتونم به خوبی از عهده اش بربیام.

کلا سال پیش رو منشا بسیاری از تغییرات است، امیدوارم همگی مثبت باشند.

سال نو مبارک

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

دم عیدی دوشنبه 22 اسفند1390 9:36 AM
آخ آدم این دم عیدی دلش می گیره!!

واسه کارایی که باید انجام می شده و نشه!!

واسه تغییراتی که باید ایجاد می کرده و نکرده!!

واسه اونایی که پارسال بودن و امسال باور نبودشون سخته!!

بعضی اوقات به خودم میگم نمی خواد چیزی رو تغییر بدم، همینکه بتونم از همین چیزهایی که دارم درست استفاده کنم و قدر داشته هام رو بدونم کافیه. تا یک زمانی میشه گفت همیشه فرصت برای تغییر هست، بعدش باید بگی چرا اینهمه دنبال تغییری؟ اصلا چی رو می خوای تغییر بدی؟ واسه چی؟ یاد بگیر راهی رو که توشی تا آخر بری! تغییر همیشه بهترین گزینه نیست، گاهی تمرکز بهتر از تغییره. والا...


برچسب‌ها: عید
نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

جدایی نادر از سیمین دوشنبه 26 دی1390 11:16 AM

به بهانه برنده شدن فیلم جدایی نادر از سیمین در گلدن گلوب:

توی روزهایی که خبر خوشی برای ایران می رسه همه مهربونتر می شن. همه ی تیترها و کامنتها عطر خوبی داره که مدت زیادیه ازش دور شدیم. شاید دیگه برامون عادی شده که روزمون رو با خبر های بد و نگران کننده از اوضاع سیاسی و اقتصادی و امنیتی کشورمون شروع کنیم. ولی وقتی یک اتفاق خوشایند همه رو خوشحال می کنه من دوباره امیدوار می شم که مردم کشورمون هنوز می تونند شاد باشن. هنوز ریشه ی شادی درونشون خشک نشده. مهم نیست که چقدر زمان لازمه تا دوباره خنده به لب ایرانیها برگرده... مهم اینه که درون ما زنده است... و امیدوار.


برچسب‌ها: جدایی نادر از سیمین
نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

اچ دی آر چیست پنجشنبه 22 دی1390 1:10 PM

HDR Photo

اچ دی آر چیست و عکسهای اچ در آر چه خصوصیاتی دارند؟

چکیده مطلب: عکسهای اچ دی آر از ترکیب چند عکس از یک فریم ثابت با نوردهی های متفاوت تهیه می شود و هدف آن ایجاد تصاویری با کیفیت بهتر و جزییات بیشتر است.

و اما شرح موضوع:

برای شرح موضوع به معنی حروف اختصاری اچ دی آر می پردازیم:

HDR=High Dynamic Range

Dynamic Range=Contrast

بنابراین عکسهای اچ دی آر دارای کنتراست بالاتری نسبت به عکسهای معمولی یا ال دی آر هستند.

در ابتدا باید یادآوری کنم که عکسهایی که در اینترنت به عنوان اچ دی آر مشاهده می کنید عموماْ اچ دی آر نیستند و تصاویر ال دی آری هستند که از روی عکسهای اچ دی آر تهیه شده اند.

ممکن است خیلی ها فکر کنند که عکاسی اچ دی آر برای تولید عکسهایی با رنگ های غیر طبیعی یا هنری به کار می رود اما هدف اصلی این روش عکاسی ثبت تصاویر با کیفیت بهتر است. در حقیقت هدف از این نوع عکاسی غلبه بر محدودیت تجهیزات عکاسی است.

برای روشن تر شدن مطلب به این دو نکته می پردازیم:

اول اینکه عکاسی اچ دی آر عکس هایی با کنتراست بالاتر ایجاد می کند.

دوم اینکه عکاسی اچ در آر قادر به حذف نویز از عکس است.

برای شرح مورد اول  فرض کنید می خواهیم از یک پرنده در آسمان عکس بگیریم. مسلملاْ در این حالت با مشکلاتی در عکس از قبیل سفید شدن آسمان  به خاطر نوردهی زیاد و تیره شدن پرنده به خاطر نوردهی کم مواجه می شویم. اما چشم ما قادر است هم آسمان را با جزییات ببیند و هم پرنده را بطور کامل و واضح مشاهده کند. بر خلاف چشم ما دوربین دیجیتال معمولی قادر به ثیت تصاویر با کنتراست بالا نیست. اما عکس اچ دی آر با ثبت اطلاعات زیادی از موضوع عکاسی و با پردازش آنها قادر است تا تمام جزییاتی را که چشم انسان قادر به دیدن آنهاست نشان دهد.

در مورد مزیت دوم نیز باید گفت که عکس اچ در آر با استفاده از عکسهایی که با نوردهی های متفاوت از موضوع تهیه می شود قادر به کاهش و حذف نویز از تصاویر است.

منبع:

http://www.secondpicture.com/tutorials/photography/hdr_photography.html

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

سر شده ایم دوشنبه 12 دی1390 12:10 PM
سالی که نکوست از بهارش پیداست.

البته سالهای میلادی از زمستانشان پیداست.

انقدر اوضاع اقتصادی و سیاسی چاشناک شده که واقعاْ چاره ای جز زندگی کردن در لحظه باقی نمانده است. حالا می شود لذت زندگی روز به روز را حس کرد. مثل وقتی است که آدم هیچ تسلطی بر یک کار ندارد. فقط می تواند بنشیند و ببیند چه می شود. 

ما در این گوشه ی دنیا اینگونه ایم. صبح که از خواب بیدار می شویم تا شب که به خواب می رویم آینده زندگی مان صد بار زیر و رو می شود و تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که خبرش را بخوانیم.

این طوری است که به قول معروف سر (یعنی بی حس) شده ایم. کار خودمان را می کنیم. زندگی مان شده روز به روز و هر روزمان را زندگی می کنیم. اتفاقاْ خوب است. شما هم تست کنید.

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

سی سال سه شنبه 22 آذر1390 8:48 PM
همین چهار ساعت بعد، سی ساله می شوم. به همین راحتی، به همین زودی.

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

برگی از تاریخ چهارشنبه 16 آذر1390 9:20 AM

برگی از تاریخ که شاید خیلی از ما درباره ی آن چیزی نمی دانیم.


امروز، هفتم دسامبر سالگرد حمله ی غافلگیر کننده ی ژاپن به آمریکا در سال 1941 است. این حمله تا قبل از یازده سپتامبر بدترین واقعه در امریکا به شمار میرفت. در این روز 353 جنگنده، ناو و بمب افکن نیروی دریایی امپراتوری ژاپنی که با 6 ناو هواپیمابر پشتیبانی می شدند در دو مرحله به بندر پِرل در هاوایی حمله کردند. این حمله اقدام پیشگیرانه ی ژاپن از دخالت امریکا در اقیانوس آرام بود، چرا که نیروهای نظامی ژاپن به کشورهای مستعمره ی انگلیس، هلند و امریکا حمله کرده بودند. 


در این حمله تمامی 8 کشتی جنگی امریکا صدمه دیدند که از بین آن ها دو کشتی غرق شد و چهار کشتی به خاطر صدمات وارده هرگز به جنگ بازنگشتند. همچنین 3 رزمناو، 3 ناوشکن، یک کشتی آموزشی ضدهوایی و یک کشتی مینگذار امریکا غرق شدند. به علاوه تعداد 188 هواپیمای امریکایی نیز منهدم شدند. این حمله مجموعاً 2402 کشته و 1282 زخمی امریکایی برجای گذاشت. تلفات ژاپنی ها بسیار محدود بود. انهدام 29 هواپیما و پنج زیر دریایی کوچک، در کنار 65 کشته و مجروح و یک دریانورد اسیر تنها صدماتی بود که ژاپنی ها در این حمله ی برق آسا متهمل شدند. 


این حمله شوک عمیقی به مردم امریکا وارد کرد و به طور مستقیم باعث ورود امریکا به جنگ جهانی دوم در اقیانوس آرام و اروپا شد. فردای همان روز در 8 دسامبر 1941 امریکا به ژاپن اعلام جنگ داد. عملیات متعاقب امریکا باعث شد تا آلمان و ایتالیا در 11 سپتامبر همان سال به امریکا اعلام جنگ کنند. حاصل این حمله جایگزینی سیاست جاسوسی بین امریکا و انگلیس با همکاری فعال بین سرویس های اطلاعاتی آنها و همچنین از بین رفتن اختلافات درونی در امریکا بود. 


عدم اعلام هیچگونه اخطار یا هشدار برای حمله از سوی ژاپن در حالی بود که مذاکرات ژاپن و امریکا هنوز ادامه داشت. این امر باعث شد تا رئیس جمهور وقت امریکا، فرانکلین رزولت، از این روز به نام "روزی که همیشه ننگین می ماند" نام ببرد.


منبع: ویکیپدیا


نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

باید دلم را ببندم جمعه 4 آذر1390 10:47 AM

دلم برای عکاسی تنگ شده، برای یک روز در بیشه ها و جنگل ها، برای نشتن روی چمن ها، بوی بلوط، آفتاب قطعه قطعه که از لای برگ درختهای بلوط روی خاک و برگهای جنگل موج می زند. دلم برای زندگی تنگ شده! دلم برای دیدن طبیعت بیرون از لپ تاپم تنگ شده، برای استشمام بوی مرطوب خنک صبح، بوی دود چوب جنگلی. دلم برای خیلی چیزها تنگ شده. باید دلم را ببندم، گمان نمی کنم دوباره گشوده شود!

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

جشن شکرگزاری پنجشنبه 3 آذر1390 8:12 AM
امروز روز شکرگزاری است. در این روز که چهارمین پنج شنبه ماه اکتبر (در امریکا) است، مردم بخاطر درو کردن محصول شکرگزاری می کردند و پس از کار سخت برداشت محصول گرد هم می آمدند تا استراحت کنند. از غذاهایی که در این روز سرو می شود می توان به بوقلمون اشاره کرد. مردم آمریکا، کانادا و ژاپن و همچنین  کشورهایی در اروپا، آفریقا و استرالیا این جشن را در زمان های مختلف برگزار می کنند.

ما چه زمانی شکرگزاری می کنیم؟ آیا در فرهنگ ما روزی هست که به خاطر چیزهایی که به دست می آوریم خوشحال باشیم و از حاصل دسترنج خود راضی بوده و جشنی کوچک برگزار کنیم و در کنار خانواده به استراحت و تشکر از خدا و طبیعت بپردازیم؟ به معادل سازی جشن های باستانی با اتفاقات و وقایع تاریخ امروزی کاری ندارم! چیزی که امروز برایمان مانده است را می گویم. چیزی برایمان مانده است که مفید، خوشایند و خوب باشد؟ که در اعماق وجودمان به آن افتخار کنیم؟ که حاصل تلاش خودمان باشد، نه توهماتمان؟


نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

ماشین گوگل جمعه 6 آبان1390 1:24 PM
همیشه برام جالب بود که ماشین عکاسی گوگل که از خیابون ها عکس می گیره واسه سرویس "استریت ویوو" چه شکلیه! همیشه فکر می کردم زمین پسته!!! نه این نبود... همیشه فکر می کردم یک ون مشکیه گنده است با آنتن و دکل و دوربین بالای سقفش!!!

اما امروز خیلی اتفاقی توی شیشه ی یکی از خونه ها توی آفریقای جنوبی دیدمش!!! یک سواری آبی رنگ معمولی! البته قبلش کامل محیط رو چک کردم و حساب کتاب کردم که میاشین دیگه ای جاش نباشه؛ ولی وقتی مطمئن شدم خودشه گفتم بذارمش اینجا!!!


Google Street view capture Car


نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

همه روزی تمام می شویم شنبه 30 مهر1390 7:20 PM
زندگی شکل یک مرغابی است. زندگی شکل یک جهنده است. زندگی ماری است که می خزد، پلنگی است که می درَد، گاوی است که نشخوار می کند.


پ. ن.: همه ی اینها و خیلی چیزهای دیگر زندگی هستند. اشتراکشان آمدن و رفتنشان است. همه روزی تمام می شوند. همه روزی تمام می شویم.

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

آقاجون یکشنبه 24 مهر1390 10:20 AM
به یادت در وداعت می سُرایم
اگر چه دورم از خاک سَرایم
نمی دانم چه گویم در نبودت
چه گویم از حکایت های بودت
چنان بودی که در پیش و کنارت
دلم آرام می شد با صدایت
دلم تنگِ تو و آغوشِ تنگت
دلِ آغوشِ تنگم، تنگ، تنگت ...

خدا رحمتت کنه آقاجون! 


پ.ن.: پدربزرگِ پدری ام (آقاجون) دیروز در سن 90 سالگی دارفانی را وداع گفت.
نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

فرصت کمتر جمعه 15 مهر1390 8:41 AM
فرصت کمتر باعث بهره وری بیشتر است، اینطور نیست؟

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

رئیس سه شنبه 5 مهر1390 6:50 PM
لذت داشتن دوستان خوب به انسان نیرویی دو چندان برای رویارویی با چالش ها عطا می کند.

پ.ن.: بعضی کارمند ها کا رئیس هم هستند آنقدر انسان و خوب رفتار می کنند که آدم یادش می رود در ایران است.

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

به سمت شمال شنبه 19 شهریور1390 5:41 PM
به سمت شمال


پ.ن.: باید راهی برای عبور از این دیوار یافت. هر چه مشکلات را به فردا موکول کنی پشته ی آن انبوه تر می گردد. باید لذت مبارزه را دریافت.

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

عجیباً غریبا سه شنبه 15 شهریور1390 7:25 PM
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

یه وقت همه چی روبه راهه، یه وقت پشت سر هم مشکلاته


پ.ن.: ... عجیباً غریبا...

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

انگار نه کسی اومده، نه کسی رفته جمعه 11 شهریور1390 1:34 AM
زندگی بعضی وقتها مثل باد می گذرد، وقتی که زمان نیاز داری

و بعضی اوقات مثل لاک پشت راه می رود، وقتی در سختی هستی

اما وقتی از دور نگاهش می کنی، فقط کمی دورتر از حساب و کتاب روزانه، بی توقف می گذرد

برایش فرقی ندارد دارا هستی یا ندار، ظالم هستی یا مظلوم، زیبا هستی یا نازیبا، آرام هستی یا یاغی، باسواد هستی یا بی سواد، ملا هستی یا عوام، استاد هستی یا دانشجو، فقط می گذرد و دورانت را به پیش می برد.

تا زمانی که برگی از تاریخ شوی، اگر شوی...


پ.ن.: امروز سنگ قبری را در مزاری خواندم، بانو .... متولد 1225 وفات 1345، روز و ماه تولد و وفات هم نداشت... یعنی 120 سال کامل. در زمان خودش خیلی بوده، اما حالا فقط همین نوشته بر سنگ از 120 سال عمر او مانده، نه خاطره ای و نه یادی از هیچیک از 43829 روز عمرش باقی نمانده (با احتساب کبیسه ها، و با تشکر از دوست گرامی که راهنمایی کردند)  ... انگار نه کسی اومده، نه کسی رفته...

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |

عمق فاجعه شنبه 5 شهریور1390 10:44 AM
نمی دانم این غول های نرم افزاری مثل مایکروسافت و گوگل تا کی به خاطر قانون کپی یا همان کپی رایت هی پول مفت بخورند و محصولات پر از اشکال و مشکل خود را با ذره ای تغییرات ظاهری و داخلی به اسم محصول جدید به خورد ملت بدهند و پول هنگفت به جیب بزنند.

شاید قبل تر ها به دلیل اینکه از ویندوز و نرم افزارهای اورجینال استفاده نمی کردم، مشکلات نرم افزاری را بر گردن قفل شکن ها می دانستم. در حقیقت فکر  می کردم چون من از ویرایش های قفل شکسته استفاده می کنم اینقدر اشکالات متذاول و تکراری در نرم افزارهای مختلف وجود دارد. اما از وقتی که ویندوز اورجینال را بدون واسطه و از سایت مایکروسافت خریدم به عمق فاجعه پی بردم.

نمی توانم نامی غیر از دزدی بر ورژن های مخلف و پیاپی ویندوز و برخی نرم افزارهای معروف بگذارم، وقتی این نرم افزارها با اندکی تغییر و همراه با اشکالات اساسی روانه بازار می شوند و در شرایط آنها تمام حقوق به سود تولید کننده است. 


پ.ن.: این مطلب را به مناسبت از دست رفتن پست قبلی ام - که دیگه یادم نیست درباره ی چی بود - در اثر اشکالات نرم افزاری گوگل کروم در سازگاری با بلاگفا نوشتم. یادش گرامی، روحش شاد.

نوشته شده توسط من  | لینک ثابت |